![]() |
![]() |
|
|
مدت زیادی است که از جشنواره گذشته و من توی جشنواره موفق نشدم که روز سوم رو ببینم ولی الان فرصتی دست داد تا در اکران عمومی ببینمش. تقریبا با اینکه از اکرانش می گذره اما سینما کاملا پر بود و می شه گفت همه برای نام بهترین فیلم اومدن که ببیننش. من تمام کسانی که سانس قبل از سینما بیرون اومدن و سانس خودمون رو دیدم همه ناراضی بودن و به نسبت شاکی . من کسی رو ندیدم که ذوق زده از سالن بیرون بیاد. خوب برم سرم اصل مطلب . من روال بررسی فیلم های ایرانیم با خارجی خیلی فرق می کنه. در مورد فیلم های خارجی به این دلیل که شاید خیلی ها با فیلم نا آشنا باشند من خیلی شناسنامه از فیلم بیان می کنم. اما اینجا قصد ندارم بگم که کی بازی کرده و کارگردان کیه. می خوام بگم که در حد و اندازه ای که بش جایزه بهترین فیلم جشنواره رو بدن نبود. به قول هادی فیلم سلیقه ای است اما من سعی می کنم دلایلم رو بیان کنم.
1: ژانر فیلم باید مشخص باشد. اگر ما با یک فیلم جدی روبرو هستیم پس این همه دلقک بازی دیگه واسه چیه؟ من مخالف تکه های خنده دار در فیلم های جدی نیستم اما خیلی شوخی های سخیفی در این فیلم بود. 2: با اینکه جلوه های ویژه ي این فیلم خیلی عالی بود ( و من در فیلم های ایرانی سراغ ندارم که بالای سر کسی اتاق منفجر شود و یا بازیگر کنار پنجره باشد و از پنجره آتش بیرون بزند.) ولی خیلی تضاد در فیلم بود که به لیلی با من است شبیه بود. چطور این همه آدم غیر آموزش دیده می توانستند به راحتی تمام عراقی ها را بکشند و کاملا سالم به قرارگاه برگردند؟ آیا امکان دارد که 10 نفر عراقی همه با کلاش به سمت شما شلیک کنند اما حتی یک تیر هم به شما نخورد ؟ این نوع تضاد ها در خیلی فیلم ها مثل اخراجی ها قابل قبول است ولی اینجا نه. در اخراجی ها در ابتدا فیلم اظهار می کند که همه چی در این فیلم غیر واقعی است ولی اینجا آدم نمی داند که با چه نوع فیلمی روبروست. 3: لهجه ها با اینکه خیلی دقت شده اما خوب از آب در نیومده. پور سرخ خیلی خوب سعی در لهجه داشته اما باز گفتارش با مشکل مواجهه. اما باران کوثری در میانه ي فیلم کاملا لهجه رو فراموش کرده. بقیه بازیگر ها هم کم بیش. بهداد هم که به نظر من تمام سعی خودش رو کرده اما دیگه از این بهتر نمی شه عربی حرف زد. 4: فیلم از نظر پرداخت و دقت به جزئیات خیلی خوب است ، موسیقی به جا و مناسب است طراحی صحنه و لباس هم مورد قبول است حتی تم داستان هم عالی است اما خیلی از جا ها کاملا فیلم بودن داستان احساس می شود. یعنی اینکه مثلا کنسرو خاکی را خوردن یا آب کثیف همه می تونه دل رو به درد بیاره حتی دیدن جنازه یک بچه که باش احساس برقرار کردی اما دوباره صحنه ي ساختگی انفجار بمب در بازار و حتی زخمی های اطراف دوباره آدم رو مایوس می کنه. در مجموع فیلم بدی نبود اما اصلا در حد و اندازه هایی که تبلیغ می شود نبود. می شه گفت که قصه ي جنگ نبود ، قصه ي آدم هایی بود که وسط جنگ واقع شدن و می فهمیم که این سربازان ما از همین هموطن هامون بودن. همون هایی که خونه هاشون خراب شده. آیا هیچ کدام از شما باورش می شه که وقتی 4 طرف یک خانه پر از تانک است شما فرصت داشته باشی نیم ساعت با صدای بلند تو خونت دیالوگ بگی بعد یکی رو خاک کنی بدشم بتونی بی هیچ درد سری در بری. ولی باز هم دست آقای لطیفی درد نکنه ؛ بین فیلم های امسال یک چشم هم پادشاست !!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 تیر1386ساعت 3:28 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سینما ، تئاتر
داستان کوتاه ، فیلم نامه ، نمایش نامه نقد فیلم ، نقد کتاب |
| پیوندها |
|
مطالبی در مورد سینما Nicole Kidman Lover دلبستگی پرده شیشه ای شب روشن سینمای نوین بلیط |
|
RSS
View My Stats |