![]() |
![]() |
|
|
جشنواره ی فجر امسال با اینکه از حضور کارگردانان مشهور محروم بود و بیشتر فیلمسازان نسل دوم و فیلم اولی در آن حضور داشتند ولی نوید روزهای خوش برای سینمای ایران را می داد همان 5 فیلمی که نامزد بهترین فیلم بودند را مقایسه کنید با نمونه های سال گذشته اش ..... چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی) ، کافه ستاره (سامان مقدم) ، تقاطع (ابوالحسن داوودی) ، به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا) و عصر جمعه (مونا زندی) و حتی فیلم هایی که نامزد نشدند مانند به آهستگی (مازیار میری) ، ستاره ها(فریدون جیرانی) و حتی باغ فردوس (سیامک شایقی) را مقایسه کنید با سالی که بهترینش خیلی دورخیلی نزدیک (رضا میرکریمی) بود و اکثر سیمرغ ها را گرفت سالی که مجیدی با بید مجنون در اندازه های خودش نبود . فروش سینماها امسال خوب شروع شد و به خاطر حضور فیلم های خوب و سرگرم کننده رشد تماشاگران کاملا نمایان بود ، عبور آتش بس از مرز 700 میلیون نشان می دهد حتی تب فوتبال و جام جهانی هم نمی تواند در فروش فیلم خوب تاثیر بگذارد .
اگر امروز به فیلم های جدید اکران نگاهی بیندازیم نام سه فیلم را می بینیم سوغات فرنگ ، انتخاب و شام عروسی . فیلم هایی که از نظر معیارهای فیلمسازی درجه ی 2 هم محسوب نمی شوند و در کارنامه ی سازندگانش آثاری از همین دست دیده می شود ، فیلم هایی که به فیلمفارسی هم معروفند و با یک قصه ی معمولی و تکراری و چند صحنه ی خنده آور ( تازه اگربتوانند ) تماشاگر را سرگرم کنند ( بازهم اگر بتوانند ) و حتی ابراهیم وحیدزاده که فیلم قابل تحمل معادله را ساخته بود نه تنها به جلو نرفته بلکه با شام عروسی سقوط کرده هر چند نسبت به دو فیلم دیگر ......... !! شاید یکی از دلایلی که فیلم های نسبتا خوب در فصل تابستان هنوز اکران نشده اند ترس از فضای جام جهانی و کنکور و امتحانات باشد که اینگونه فیلم ها صحنه ی اکران را اشغال کرده اند ، ترسی که تا 3-4 روز دیگر باید ریخته شود و امیدوارم چهارشنبه یعد شاهد حضور فیلمی خوب باشیم . الهی آمین ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 تیر1385ساعت 12:31 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
حالا بررسی می کنیم که چه اخباری درمورد این فیلم بیان شده و چه نقد هایی دیگران روی این فیلم داشته اند.
این خبر مربوط به کیهان سال پیش است.
|
||
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 تیر1385ساعت 11:57 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
خوب خدا رو شکر امتحان ها تمام شد و فرصتی دست داد که به اسکار های امسال برسیم. من ترتیب خاصی ندارم برای دیدن فیلم ها. از جنگ دنیا های اسپیلبرگ شروع می کنم. این آقای استیون اسپیلبرگ رو ان شا الله در زمانی مناسب با هادی براتون به طور کامل نقد می کنیم. War of the worlds : این نام اصلی فیلم است. محصول 2005 آمریکا به مدت 116 دقیقه. ژانر فیلم اکشن ، ماجرایی حادثه ای ، علمی تخیلی و هیجانی دلهره ای است. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده که فیلم نامه ي آن از فریدمن و دیوید کپ است. این فیلم در 2005 نامزد دریافت جایزه از آکادمی فیلم های علمی تخیلی شد.
تام کروز ( ماموریت غیر ممکن 1 تا 3 و آخرین شوالیه ) ، داکوتا فانینگ (دختری 12 ساله اهل جرجیا ي آمریکا ، در فیلم 9 زندگی ) و جاستین چتوین در این فیلم هنرنمایی کردن. اگه جلوه های ویژه رو از فیلم بگیریم چیزی از اون باقی نمی مونه. فیلمی کم دیالوگ که به بررسی یک جنگ میان انسانها با ماشین هایی عجیب می پردازه. تام کروز بازی خاصی به نمایش نگذاشته. ایده های علمی تخیلی جالبی در فیلم هست ولی بی روح بودن فیلم روی اون های سایه انداخته. بودجه تهیه این فیلم 132 میلیون دلار بوده است. در اسکار نامزد بهترین تدوین صدا ، ترکیب صدا و جلوه های ویژه بود که هر سه اسکار را کینگ کونگ از چنگ جنگ دنیا ها در آورد. (فعلا برای دیدن نقدی از کینگ کونگ به علی سری بزنید.) در 2006 این فیلم از جشنواره فیلم های علمی تخیلی ، وحشت و فانتزی برنده جایزه شاهکار بازی بازیگران خردسال توسط داکوتا فانینگ شد.
در بهترین بازیگر مرد (تام کروز) ، بهترین کارگردانی (اسپیلبرگ) ، بهترین موسیقی (جان ویلیامز) ، بهترین فیلم عملی تخیلی ، بهترین فیلم نامه و جلوه های ویژه نامزد بود که جایزه نگرفت. در 2006 جامعه منتقدان ایالات متحده به داکوتا فانینگ برای بازی خوب جایزه دادند. و در مجموع 18 بار در جشنواره های مختلف نامزد دریافت جایزه شده که 11 تا از اون ها رو برنده شده.
به عقیده ي من فیلم چیز جدیدی برای گفتن نداره. حتی نتونسته در ذهنش نوعی دیگه موجودات دیگه رو تصویر کنه. هنوز از خون استفاده می شه ، ماشین هایی بزرگ که چشم دارند ، صدا ایجاد می کنند ، از بدنه ای فلزی ساخته شدن و ... . اسپیلبرگ این ها رو تو فیلم های قبلی گفته بود. شاید نسبت به خرج فیلم باید فیلم برداری بهتری می داشت. حتی نور پردازی. شاید یک جای فیلم فقط کروز نیاز به بازی داشت اونم صحنه ایست که بین دختر و پسرش یکی رو می باید نجات بده ، حس مخمصه و گرفتاری ، که به شدت ناشیانه القا شده است. لوکیشن فیلم هم چندان تعریفی ندارد. در رمان اصلی این حادثه ها در اطراف لندن اتفاق می افته. (فیلم در نیوجرسی است) فیلم با صدای راوی داستان (مرگان فریمن) شروع می شه. درآمد این فیلم (چه داخلی چه خارجی ) 591.4 میلیون دلار بود که فیلم چهارم پرفروش سال 2005 بود. (البته رقبا هری پاتر یا جنگ ستارگان بودند) نکته جالبی هست اینکه اسپیلبرگ ابتدا نام کروز را در فیلم دکتر کلایتون فارستر گذاشته بود که بعدا اون رو به ری فریر تغییر داد. اگه بخوام یک سوتی لوکیشن رو بگم اینه که خونه ي ری (کروز) در محله ای در نیوجرسی انتخاب شده و اولین موجود 3 پایی که میاد باز در نیوجرسی است منتها در 40 کیلومتری این محل اولیه ! در مورد اسپیلبرگ حرف زیاده ولی او نزدیک به 110 مورد فیلم رو تهیه کننده بوده که رقم جالبی است. من که اصلا توصیه نمی کنم این فیلم رو ببینید چون شاید بشه گفت که فقط یه محصول تجاری است.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 تیر1385ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
این روزا فیلمهای خیلی خوبی رو پرده نیست و تا پایان جام جهانی هم فکر نکنم فیلم خوب بیاد ولی همین چند تا فیلم خوب که دارن نفسای آخر اکرانشون رو می کشن ( در حالی که بیکاری اولیه ی فصل بعد از امتحانات هم باعث میشه هر دعوتی را اجابت کنی !! ) ارزش دو بار دیدن رو دارن . دو تا فیلم تقریبا خوب رو که متاسفانه با اکران محدود و تهمت خاص بودن خیلی هم دیده نشدند نکته ی جالب هر دو فیلم حضور محمد رضا فروتن است .
به آهستگی 5 ماه از اکران به آهستگی در جشنواره می گذرد و حالا فیلم در چند جشنواره هم شرکت کرده ، گفته می شد فیلم با تدوین جدیدی به اکران عمومی آمده و من فکر کردم یه فکری واسه زمان 70 دقیقه ای فیلم شده ولی دیدم مازیار میری کارگردان و تدوینگر فیلم دوباره یه فیلم 70 دقیقه ای تدوین کرده و اون هم حذف سکانس اول فیلم است که داره چند سال بعد از اتفاق فیلم رو نشون می ده ( چند تا دوست که به نظر دانشجو می آیند نواری متلاشی شده را پیدا می کنند و با جمع کردنش شروع به گوش کردن آن می کنند ) و جایگزینی چند تا صحنه که من نفهمیدم ! وقتی نقدی که در دوران جشنواره نوشته بودم رو خوندم ، هر چند به اقتضای ایام کامل نبود ولی چیز بیشتری به ذهنم نرسید همان نقد صریح فضای سنتی اجتماع ایران و فیلمنامه ی دقیق پرویز شهبازی که فقر سنتی جامعه ی ما را نشان می دهد . به آهستگی می توانست از فیلم های تاثیرگذار در سینمای ایران باشد .
باغ های کندلوس باغ های کندلوس که نقدش را یه کمی پایین تر می توانید ببینید رو خیلی دوست دارم ، همه توو فیلم عاشق شده اند جز یه نفر .. از نقش های اول فیلم ، آبان و کاوه گرفته تا بیژن که به عشقش نرسیده و سعید که بعد از یکی دو سال آتش عشقش خوابیده حتی زن و شوهر آخر فیلم آخه آدم برای اینکه عاشق بشه باید خودش رو دوست داشته باشه . فیلم سرشار از دیالوگ های نغز و لطیف است که به دل می نشیند و گاه می خنداند که البته گاهی نقد اجتماعی هم با دیالوگ های مردی که چندین سال است در جاده های ایران بکسل می کند و با اینکه جک فارسی تعریف می کند نمی دونم چرا فارس ها به این موضوع اعتراض نکردند !؟!! ما هممون پیکانیم ، ماشینمون پیکانه دلامون پیکانه زندگیمون پیکانه فقط این طبیعتمونه که دست نخورده این در خونه ی ماست این دیوار خونه ی ماست این آسمون ماست این بیرون ماست اون سوراخه توو پنجره مال ماست پشه هایی که از سوراخه میان مال ماست خلاصه اینجا هر چی که نیست مال ماست می دونم خیلی نامنظم نوشتم و بد
هادی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 11:4 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
روز جمعه بعد از ظهر فیلم سینمایی او از شبکه ی اول سیما پخش شد و من هم به طور اتفاقی دقایق پایانی فیلم را دیدم . فیلم سینمایی او در جشواره ی فجر سال 82 در بخش مسابقه ی سینمای ایران حضور داشت و نهایتا در 3 بخش نامزد سیمرغ هم شد ، رهبر قنبری که نامش را قبل و حتی بعد از فیلم نشنیده بودم کارگردان فیلم است و نقش اول فیلم را رضا ناجی بازی می کرد ، رضا ناجی همان نابازیگر فیلم های مجیدی است ، بابای بچه های آسمان ، بابای رنگ خدا ، بابای باران و حتی بابای بید مجنون !!! ناجی در جسنواره ی آن سال نامزد سیمرغ شد در کنار پرویز پرستویی (مارمولک ) و بهرام رادان (شمعی در باد ) که این آخری سیمرغ را ربود در آن سال پژمان بازغی هم با دوئل حضور داشت که حتی با بهتربن بازی در زندگیش به سیمرغ نرسید و البته ناجی در شلوغی بازی های خوب توانست از تقدیر ویژه ی هیئت داوران بهره مند شود و و جایزه ی خود را از علی نصیریان دریافت کند . و اما خود فیلم : فیلم قصه ی یک روحانی سید است که در دهات مرزی ترین نقاط استان اردبیل زندگی می کند و درآمدش نه از آخوندی که از گاوهایش و تلاش و کار روزانه ی خودش تامین می شود و در عین حال در سطح روستا و دهات اطراف به کمک مردم می شتابد از قضاوت و میاننجی گری بین طرفین دعوا گرفته تا خواندن صیغه ی عقد و خواندن اذان در گوش یک نوزاد ، حال بعد از فوت امام جمعه ی پیر شهر به سراغش آمدند تا برای امامت جمعه یه شهر برود و او در حال فکر کردن است . دو سال ونیم پیش که فیلم را دیدم شجاعت کارگردان را ستودم که خیلی جدی روحانیت را نقد کرده بود حتی از مارمولک که در همان جشنواره غوغا به پا کرد نقد صریح تری ارائه کرده بود که به خاطر مسائل رسانه ای توجهی به آن نشد و تا به به امروز هیچ حرفی از آن نمی بینیم اگه می خواهید سید فیلم را بشناسید می توانید به طور خیلی چکیده در روحانی مارمولک که سبب فرار رضا شد او را ببینید . در این فیلم و لابلای پیام اصلی اش به مشکلات مردم اردبیل و نبود کار در آن منطقه و مشکلات راههای ارتباطی با شهر و مخصوصا ویرانی ساخته نشده بعد از زلزله می پردازد . سید در نهایت حاضر می شود امام جمعه شود چون احساس می کند می تواند با امامت جمعه کمک بیشتری برای اهالی منطقه باشد ولی یه اتفاق نصمیمی را که روی دودلی گرفته بود برمی گرداند و آن مرگ دختر خردسالش بر اثر بیماریست که تعلق او را بیشتر می کند . او ، دو سال و نیم پیش در هیاهوی جشنواره ی فجر گم شد و در یک عصر جمعه از شبکه ی سراسری سیما پخش شد اتفاقی که مرا بسیار متعجب کرد .
هادی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 تیر1385ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سینما ، تئاتر
داستان کوتاه ، فیلم نامه ، نمایش نامه نقد فیلم ، نقد کتاب |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 آبان 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
| پیوندها |
|
مطالبی در مورد سینما Nicole Kidman Lover دلبستگی پرده شیشه ای شب روشن سینمای نوین بلیط |
|
RSS
View My Stats |