![]() |
![]() |
|
|
بعد از جشنواره فقط می خواستم دو کار اکران نشده ی جعفرپناهی رو ببینم دو کاری که در ممیزی ارشاد رد شده بودند و همواره مورد تحسین منتقدین بوده اند . به جرات می توانم بگویم دایره اگر امسال ساخته شده بود می توانست مجوز اکران بگیرد ، تمام هنر پناهی ساختن چنین فیلمی در سال 78 است ، مروری بر مسائل زنان در سطح جامعه و تاکید بر این نکته که اگر کار خطایی را مردی انجام دهد در نظر جامعه بسیار فرق می کند تا زنی انجام دهد از سیگار کشیدن تا روسپی گری ، مرد از موضع قدرت است و زن از موضع ضعف ، مقایسه ها را می شود در جای جای فیلم دید هر جا زنان خطاکار فیلم را می بینیم ظریفانه می بینیم اگر مرد بود مشکلی نداشت . فیلم از نظر کارگردانی متاثر از سینمای کیارستمی است ، کار فوق العاده ی پناهی در تدوین فیلم است . ضمن اینکه فیلمنامه را کامبوزیا پرتوی بر اساس طرح پناهی نوشته است . فیلم صرفاً روایت می کتد حتی نمی گوید چرا این زنان به این روز افتاده اند و حتی آینده شان چه می شود و گوشه گوشه ی جامعه را فقط نشان می دهد تازه داریم فکر می کنیم جریان چیه ؟ به یک باره زن جدیدی وارد فیلم می شود فقط در سکانس آخر همه در کنار هم در آغوش زندان جمع شده اند ! حتی نام سولماز غلامی زنی که چهره اش در فیلم دیده نمی شود حضور دارد زنی که فقط دختر می زاید و شوهر ظاهراً از خانه بیرونش کرده و در سکانس آخر می فهمیم در زندان بوده و بند دیگری منتقل شده است . فیلم پناهی در سال 84 دیگر تکان دهنده نیست ! و آن قدر تلخ است که زمان 85 دقیقه ای آن کم به نظر نمی رسد ، بازیگران فیلم اکثراً با همان نام اصلی خود بازی کرده بودند و تنها بازیگر معروف آن فرشته صدر عرفایی است (بازی فوق العاده ی او در کافه ترانزیت و سیمرغ سال گذشته ی او هنوز در ذهنم هست) و پناهی بازی خوبی از بازیگران فیلم گرفته است . در مجموع فیلم پناهی در سینمای اجتماعی ایران ماندگار خواهد ماند . چهارشنبه سوری و بر باد رفته فیلم هایی هستند که نوبت اکران جدید گرفته اند. اگر چهار شنبه سوری را در جشنواره ندیده اید خیلی راحت می تونید برید سینما و در سالن نه چندان پر خیلی راحت ببینیدش و از فیلم خوب فرهادی لذت ببرید . هادی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 27 بهمن1384ساعت 4:49 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
وقتی در 10 روز 15 تا فیلم دیده باشی دوری از سینما خیلی سخته ! خوشبختانه فیلم خوبی بود . ۱- مرثیه برف ساخته ی جمیل رستمی که یادم هست در جشنواره ی دو سال پیش هم بود که بالاخره در این موقع سال نوبت اکران گرفته و احتمالاً تا یکی دو هفته ی دیگه از پرده کنار خواهد رفت ، پس اگه به فیلم های خاص و مفهومی علاقه دارید مرثیه ی برف رو از دست ندید . داستان تا حدودی تکراری است و در ابتدا ظاهر فیلم جشنواره ای به نظر می رسد ولی در اواسط فیلم مفاهیم دینی در فیلم ظهور می کند هر چند پایانش را خیلی بهتر از این می شد کار کرد . کارگردانی و فیلمبرداری کار خوب است ، از مناظر کوهستانی غرب کشور وسفیدی و پاکی برف به خوبی تصویر گرفته شده و بازی نسبتاً خوب نابازیگران به فیلم ریتم مناسبی داده به طوری که همان اندک تماشاگران فیلم تا آخر فیلم نشستند . سینما یک ، سینما 4 و اخیراً صد فیلم و سینما و ماورا برنامه های سینمایی تلویزیون هستند که کمی حرفه ای تر به سینما نگاه می کنند . ۲- این هفته بعد از مدت ها سینما 4 رو دیدم اون هم به خاطر فیلم کیسلوفسکی کارگردان لهستانی که سه گانه ی آبی ، قرمز و سفید او شهرت جهانی دارد ، فیلم ده فرمان که مضمونی کاملاً دینی دارد را ندیده بودم فقط نمی دونم آیا واقعاً زمان فیلم اینقدر کم بود یا نه ؟! خلاصه اینکه خوشم اومد . ۳-معمولاً بعد از جشنواره فیلم هایی که آرزوی اکران دارند ! روی پرده می روند مرثیه برف ، چپ دست وسرتو بدزد رفیق که اتفاقاً باید فیلم های طنزی باشند فیلم های جدید اکران هستند ، یه بوس کوچولو کار خوب فرمان آرا و هشت پا هم روزهای آخر اکران خود را سپری می کنند . هادی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 بهمن1384ساعت 1:44 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
حشنواره دیگه جدی جدی تموم شده و همه منتظر اکران فیلم ها در سال 85 هستند که البته با اوضاع فعلی به خیلی هاشون نوبت اکران نمی رسه . جشنواره ی امسال بر خلاف سنت دیرین 12 روز زودتر از موعد شروع شد و باعث شد خیلی از کارها در روزهای میانی و حتی آخر برسد . جشنواره ی امسال سال حضور فیلمسازان جوان بود و جز یکی دو چهره مابقی در ابتدای دوران فیلمسازی خود بودند که البته نشان دادند چیزی از بزرگان سینمای ایران کم ندارند و اگر به آنها فرصت داده شود در آینده حرف های زیاد و نویی برای گفتن دارند . جشنواره ی فیلم امسال با جشنواره ی تئاتر همزمان شد که باعث شد امسال تئاتر نبینم مخصوصاً که امسال در راستای تغییرات هرساله ی تئاتر فجر ، جشنواره گزیده ای از کارهای سال گذشته بود و گزیده ای از کارهای خارجی . جشنواره ی امسال دیگر آن صف های طولانی و بلیط نرسیرن و حسرت به دل ماندن را نداشت هر چند به نام پدر و چهارشنبه سوری در بعضی سینماها در ساعت های خاص کار خودشون را کردند ! شاید موارد فوق همگی در حضور کمرنگ مردم تاثیر گذاشته بود . جشنواره ی امسال نشان داد می تواند در سیمرغ دادن هم سنت شکنی کند ، به فیلم هایی که تماشاگران پسندیده اند جایزه بدهند و حتی دو سال متوالی به یک نفر سیمرغ دهند . ولی در جشنواره ی امسال من سنت شکنی نکردم و باز بهترین فیلم را ندیدم ! از 4 نامزد بهترین فیلم سه تا را دیدم و به جز به نام پدر تقریباً همه ی فیلم های خوب را دیدم و امیدوارم حاتمی کیا و فیلمش به حقشان رسیده باشند . شاهکار امسال حضور جعفر پناهی با آفساید بود ، اگر در بخش مسابقه بود حد اقل سیمرغی که می گرفت همون سیمرغی بود که به هیچکس ندادندش ! خلاصه اینکه روزی 4- 5 ساعت فیلم دیدن وبلاگ نویسی در جشنواره ی امسال داشتم که فکر کنم آغاز خوبی بود . هادی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 بهمن1384ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
حالا دیگه جشنواره تموم شده هرچند هنوز دهه ی فجر شروع نشده ، از یکماه آینده باید منتظر اکران عمومی زحمات یکساله ی فیلمسازان ایرانی باشیم ، روز آخر در سینما استقلال دوشنبه دهم بهمن کافه ستاره مطمئناً سامان مقدم از مکس تا کافه ستاره راه زیادی را پیموده است ، یک فیلمنامه ی جدی و اجتماعی و بازی نسبتاً خوبی که از بازیگران خود گرفته و تدوین خوب فیلم و فیامبرداری در خدمت فیلم که البته از نظر تکنیکی بعضی مسائل ریز را دقت نکرده . بازگشت دوباره ی افسانه بایگان به سینمای حرفه ای که با بازی عالی او همراه بود اعتباری افزون به فیلم داده است ، پژمان بازغی که نشان داد دوئل و بازی خوب صرفاً یک اتفاق بوده است ! یک هانیه توسلی همیشگی که می توانست بهتر از این باشه و یک رویا تیموریان دوست داشتنی جذاب در یک بازی متفاوت همون تیموریانی که در بید مجنون بد بازی کرده بود در کافه ستاره خبلی خوب بازی کرده و یک حامد بهداد معمولی که مثل باغ فردوس تلف شده ! مسعود رایگان هم مثل اینکه امسال نیت حضور افتخاری و کوتاه مدت کرده و چند بازیگر دیگر در کافه ستاره بازی کرده اند . فیلم تا حدودی شبیه تقاطع است قصه ی سه زن که در یک زمان در یک محله زندگی می کنند منتها در سه اپیزود ، یعنی فیلم بازگشت به عقب دارد و دوباره قسمتی را از یک زاویه ی دیگر نشان می دهد ، قصه هایی از همین جامعه ی خودمون البته جامعه ی متوسط به پایین . در مجموع کافه ستاره از کارهای خوب امسال به حساب می آید و می تواند نقطه ی عطفی در کارنامه ی مقدم باشد . عصر جمعه ساعت 8 با علی میرم توو سینما شانس آوردم علی بود و گرنه چه طوری فیلم رو تحمل می کردم ! اولش با اجرای علی ، مونا زندی کارگردان فیلم با چند تا از عوامل فیلم روی صحنه اومدن و تشکر کردن . فیلم اول مونا زندی که بهترین فیلم اول هم شد چنگی به دل نمی زد البته کارگردانی فیلم خوب بود ، در بعضی نماها فیلمبرداری عالی بود و در نهایت تدوین فوق العاده ، فیلم نک قصه را نجات داده است . رویا نونهالی که بازی درخشان او در زندان زنان ماندگار است درنمای ابتدای فیلم با فرزند خردسالش از زندان آزاد می شود ودر ادامه تیتراژ فیلم که بسیار به تیتراژ چهارشنبه سوری شباهت دارد شروع می شود ، هانیه توسلی هم در این فیلم حضور دارد ونقش دختری را بازی می کند که دنبال خواهر ندیده اش می گردد . فیلم عصر جمعه همان طور که نامزدیش در 9 سیمرغ باعث شگفتی خیلی ها شد ، دیدنش برای من شگفتی نداشت هر چند فیلم خوش ساختیست . امیدوارم در آینده از مونا زندی بهتری ببینیم ، در جشنواره ای که محل خود نمایی فیلمسازان جوان بود ، مونا زندی از این امکان نهایت استفاده را برد. هادی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 12:35 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
الان دیگه برندگان و سیمرغ به دستان مشخص شدن در حالی که جشنواره بیست و چهارم هنوز هست و داره نفس می کشد یکشنبه نهم بهمن تقـاطع ساعت 12و نیم در یک هوای برفی وتحمل ترافیک سنگین به سینما آستارا می رسم و به تماشای تقاطع فیلم جذاب و دیدنی ابوالحسن داوودی می نشینم ، فیلمی که راوی قصه های این شهر شلوغ و مشکلات جورواجور آن است یک فیلم اجتماعی دقیق از طبقه ی متوسط جامعه از کارگردانی که بیشتر فیلم های طنز از او دیده بودیم و بهترینشان دو سه سال پیش به نمایش در آمده بود (نان عشق موتور هزار) البته داوودی در کارنامه ی خود ملودرامی به نام مرد بارانی هم دارد . هر چی فکر کردم بهتر از تقاطع برای فیلم نامی پیدا نکردم ، این گونه روایت داستان را از خود داوودی در موتور هزار دیده بودم ، قصه هایی مجزا که به نحوه ای باورپذیر به هم مربوط می شوند که البته در تقاطع خیلی بهتر 4-5 قصه را در یک فیلم 100 دقیقه ای در آورده است ، قصه هایی مثل نصادف منجر به مرگ و فرار ، روابط دختر وپسر ، مهاجرت به خارج از کشور ، طلاق ، روابط فزندان با پدر و مادر و چند موضوع کوچک دیگر که هر روزه در این شهر غم و شادی رخ می دهد و در فیلم به زیبایی به تصویر کشیده شده است . طبیعتاً این چنین فیلمی مثل شهرش شلوغ است ! بهرام رادان که به نظر من نقش او نقش اول نبود (نامزد سیمرغ شده بود ) بیژن امکانیان ، فاطمه معتمدآریا ، محسن قاضی مرادی که خیلی دوستش دارم و پارسال هم سیمرغ گرفت ، سروش صحت حتی مجید مظفری در نقشی بسیار کوتاه وچندین بازیگر دیگر در این فیلم حضور دارند خاطره اسدی که پدیده ی جشنواره ی پارسال بود (دوست آیدا در فیلم آیدا ) هم در فیلم حضور دارد . در مجموع تقاطع را فیلم موفقی دیدم که نامزد سیمرغ های زیادی هم شده بود که البته سیمرغ زیادی نگرفت فیلمی که جامعه ی مدرن امروزی را فقط نشان می دهد آن هم فقط قسمتی از آن را ، مگر یک فیلمساز باید چه کاری بکند ؟! هادی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 بهمن1384ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
برندگان سيمرغ بلورين در بخش مسابقه سينماي ايران بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر معرفي شدند. در این بخش پرویز شهبازی و ابراهیم حاتمی کیا دیپلم افتخار گرفتند و نکته ی جالب اینکه هیات داوران هیچ فیلمی را شایسته ی سیمرغ ندانست .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 بهمن1384ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
جشنواره دیگه داره تموم میشه کاندیدا ها اعلام شدن و اختتامیه هم زود تر داره برگزار میشه امسال سال عجیبی بود زود تر از همیشه شروع شد اختتامیه هم زودتر از موعد مقرر جمعه هفتم بهمن وقتی همه خواب بودند ساعت 7 و نیم به سینما آستارا می روم و این بار با مهدی ، فیلمی از فریدون حسن پور که به دل می نشست گلاب آدینه با گریمی سنگین نقش پیرزنی را بازی می کرد که آرزوی زیارت خانه ی خدا را داشت و حالا که نوبتش شده به دلیل منفی بودن آزمایشهای پزشکی از سفر منع شده است ، با تقسیم بندی های امروزی معناگرا بود ، فیلم را می توان در ژانر کودک و نو جوان هم جای داد . در این فیلم محمد رضا فروتن نقش پسر نیمچه خل وضعی را بازی کرده بود که از پس آن برآمده بود . در بسیاری از صحنه های فیلم به جای فیلم برداری عکس های زیبایی گرفته شده بود که آواز و موسیقی به آن عکس ها جانی مضاعف می داد . در مجموع از دیدن فیلم لذت بردم هر چند اشکالات زیادی در فیلم دیده می شد . وقتی برای فیلم دیدن نداشتم کلاً برای جشنواره وقتی نداشتم ولی هر طور شده یک فیلم دیدم شنبه نهم بهمن شب بخیر فرمانده از ابتدای جشنواره علاقمند بودم کار انسیه شاه حسینی را ببینم چون از معدود زنان کارگردان حاضر در جشنواره است و کار سال گذشته ی او در جشنواره (غروب شد بیا ) اکران عمومی نشد و می خواستم حداقل کار دوم او را ببینم اتفاقی که در ساعت 7 شب در سینما عصر جدید افتاد. یک فیلم کاملاً خالی بندی از نظر قصه که می خواست یه حرفایی توش بزنه که حرف های نویی هم نبودند فیلمی که چندین بار در آن ساعت رو دیدم ! کاش از نظر محتوایی بیشتر به آن پرداخته می شد کاری که محصول حوزه ی هنری بود . لادن مستوفی به مانند کار قبلی شاه حسینی نقش اول فیلم بود دختری که برای خودکشی با هر دوز و کلکی به عنوان خبرنگار راهی جبهه می شود ، بقیه ی بازیگران هم یا نابازیگرند و یا چهره های تلویزیونی چهره آشنا مثل محمد مختاری که آقا فرمانده ی فیلم بود . در مجموع فیلم متوسطی بود و نشان داد شاه حسینی حالاحالا ها باید تلاش کند تا به بزگان زن فیلمساز برسد. هادی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 بهمن1384ساعت 10:7 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
به من اثبات شد که در جشنواره ی بیست و چهارم هم می شود در صف طولانی وایساد و فیلم هم نبینی ! اتفاقی که باعث و بانیش حاتمی کیاست پنجسنبه ششم بهمن چهارشنبه سوری ساعت 2و نیم به سینما آستارا می رسیم صف طولانیست ولی خیالم راحته بلیط گیرم میاد ، تیتراژ اول فیلم رو هم از دست دادیم ! بازیگری فوق العاده در فیلم کاملاً مشهود است ، فیلمی که خیلی بیشتر از این ازش توقع داشتم دو فیلم قبلی اصغر فرهادی در سالهای گذشته توقع من از او را بیشتر کرده بود ، رقص در غبار و شهر زیبا آغاز بسیار خوبی برای سریال ساز موفق بود ، چهارشنبه سوری در ادامه ی این روند موفقیت آمیز خیلی او را به جلو نبرده است اگر او در چهارشنبه سوری از حمید فرخ نژاد بازی خیلی خوبی گرفته ،فراموش نکنیم او قبلاً از دو نابازیگر بازی خوب گرفته بود و یکی را نامزد سیمرغ کرده بود (بابک احمدی ) ، هر چهار بازیگر اصلی او در شهرزیبا نامزد سیمرغ شده اند و کلاً هنر او در بازی گرفتن از بازیگر است ، هدیه تهرانی هم در فیلم عالی ظاهر شده بود و نوید سیمرغی دیگر بود ، ترانه علیدوستی هم نشان داد در سینمای ایران جا افتاده وبازی زیبایی به نمایش گذاشته بود . قصه ی فیلم تکراری است اما شکی که در آخر فیلم به بیننده وارد می شود به فیلمنامه جانی تازه می دهد به قول ایمان مثل اینکه تازه کارگردان ها یاد گرفته اند چه طوری فیلم را تمام کنند اشکالی که چند سالی دراکثریت فیلم های ایرانی دیده می شد. این بار پایان باز کاملاً در خدمت فیلم بود . دیگر عوامل فیلم هم خوب بودند ، نکته ی جالب موسیقی بسیار کم فیلم بود فقط در ابتدا و انتهای فیلم موسیقی وجود دارد و دلیلش ریتم تند فیلم است که نیاز چندانی به موسیقی ندارد ، طراحی صحنه و لباس هم خوب بود ، لوکیشن طراحی شده کاملاً در خدمت فیلم بود . در مجموع چهارشنبه سوری فیلم خوبیست که در چندین عنوان نامزد خواهد شد و می تواند جایزه هم بگیرد مخصوصاً در بازیگری . هادی |
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 بهمن1384ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
بعد از دو روز ، که فیلم های خوبی دیده بودم این بد عادتی رو کنار گذاشتم و فیلم هایی رو که فقط می خواستم ببینم ، دیدم چهارشنبه پنجم بهمن شبانه فیلمی از دو کارگردان جوان امید بنکدار و کیوان علی محمدی ، ساعت 1 در سینما فرهنگ ، در ابتدای پخش فیلم علی محمدی جلوی صحنه ایستاد و گفت:" من هم مثل شما برای اولین بار فیلم را می بینم تازه ساعت 11 نسخه ی 35 میلیمتری آن آماده شده و بلافاصله برای اکران آوردیم." ضمن اینکه از هدیه تهرانی تشکر ویژه ای کرد ، گویا تهیه کننده ی کار از کار خارج شده و تهرانی در فیلم سرمایه گذاری کرده است . به قول یکی از تماشاگرا بعد از فیلم خودش رو خفه کرده بود با مدرنیسم ما که نفهمیدیم منظور فیلم چی بود می خواست چی بگه اصلاً چی شد ؟ سوال هایی که خودم خیلی دنبال جوابشون هستم دختری(هدیه تهرانی ) که نامزدی(کوروش تهامی) به نام کیارش دارد و گویا به او گفته من و تو به درد هم نمی خوریم ، برادری (آتیلا پسیانی) دارد که در جنگ در حال عکاسی شیمیایی شده و حالا دکترها جوابش کردن تا اینجاش رو هم به زور فهمیدم بقیه ی فیلم هم توهم بود اکس پارتی، ترکوندن، هر شخصیتی دو سه بار بمیره و کلا همون توهم، یه کلیپ 90 و چند دقیقه ای ! فیلم خیلی تنده بعضی جاها که تصویر برای چند ثانیه روی یه بازیگر می ایسته تماشاگر نفس می کشه !به نظر من مدرنیسم رو رد کرده پست مدرن بود ! میشه فیلم رو یک اثر تجربی هم تلقی کرد که به دنبال کار هنری هم بوده ولی مهمترین رکن یک اثر هنر و تجربه فهم مخاطب است . خیلی دوست دارم فیلم رو بعداً دوباره ببینم تا شاید چیزی بفهمم ! خیلی تند نوشتم . جایی در دور دست رسم عاشق کشی را در جشنواره ی سال 82 با محمد دیده بودم وبا هم خیلی از آن لذت بردیم به همین دلیل ساعت 7 و نیم به سینما آستارا رفتم تا فیلم دوم خسرو معصومی در آن سبک را با محمد ببینم . فیلم انتظاراتم را برآورده نکرد ، یک کپی از رسم عاشق کشی حتی لوکیشن فیلم هم تغییر نکرده بود و همان مضمون قاچاق چوب ، زیبایی برف وعشق پسر و دختر به هم ، شاید اگر رسم عاشق کشی را ندیده بودم به دلم می نشست . تقریباً از نابازیگران استفاده شده بود البته حضور خیلی کم مسعود رایگان اعنباری خاص به فیلم داده بود ، مهران رجبی که این سالها در نقش های کوتاه پرکار بوده در فیلم همان نقش همیشگی اش را ایفا کرده است ، در مجموع جایی در دور دست حرف نویی را ارائه نکرد . هادی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 بهمن1384ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
روز سه شنبه رو هم به اتفاق هادی به سینما رفتیم. اول از آخر بگم. Joyeux Noel ) Merry Christmas) : این نام اصلی فیلم است. ولی به کریسمس مبارک ترجمه شده است. با کارگردانی کریستین کریون. محصول 2005 آلمان ،انگلیس ،فرانسه ، بلژیک و رومانی. دارای کیفیت صدای دالبی ، نامزد گلدن گلاب ، 115 دقیقه و ژانر درام جنگی. این سومین کار این کارگردان 43 ساله است. کریون فرانسوی است. با بازی دایانا کروگر(تروی را به خاطر دارید) ناتالی دیسای و بنوفورمن . فیلمی بسیارخوش ساخت و خنده دار ؛ با اینکه سانسور بر آن سایه انداخته بود هنوز درون مایه ي فیلم دست نخورده مانده بود. جای یک لحظه چشم برهم زدن در فیلم نبود. از دیدگاه تماشاچی ها تا کنون جایگاه بالایی دارد. با اینکه داستان بر اساس واقعیت ساخته شده بود باور این چنین صمیمیتی غیرممکن بود. فیلم برداری عالی بود همچنین صدا. من در انتهای فیلم نمی توانستم ژانر فیلم را تشخیص بدهم ولی هادی به شوخی گفت که ژانر فیلم ژانر"لیلی با من است" می باشد ! Of Side : خوب امیدوارم جعفر پناهی رو بشناسید. من خوشبختانه طلای سرخ او را دیده ام و نظم و نظام حاکم بر فیلم های او را می شناسم. من کاملا انتظار این چنین فیلمی را از او داشتم. فیلم فوق العاده ایرانی و ملموس است. کاملا حدیث گفتار های اجتماعی را در دیالوگ های آن می بینیم. بارها و بارها جمعیت با کف و سوت پناهی را تشویق کردند. اصلا به ساعت نگاه نکردم. نمی دونم چی شده ولی امسال انگار همه ي کارگردان ها یاد گرفتند که آخر فیلم هاشون رو چطور خوب تموم کنند ، ضعفی که سال ها داشتند. تیکه های فوق العاده ای در این فیلم به همان سان فیلم های دیگرش بود که خط قرمز ها را زیر پا گذاشته بود. از اینکه دختران را کم حجاب یا بی حجاب نشان دهد ابایی نداشت من را به یاد 10 کیارستمی می اندازد. چهارشنبه هم من از فیلم های میهمان فیلم مواجهه را از سعید ابراهیمی فر دیدم. او فیلم "نار و نی" را با بازی جهانگیر الماسی و رسول نجفیان در پرونده دارد و به عنوان بازیگر در یک شب (نیکی کریمی) بازی کرده است. فیلم در تمامی %90 اول آن از ریتمی بسیارکند و خسته کننده برخوردار است. تم فیلم بسیار نو و جالب است ولی نه کارگردانی نه فیلم نامه چنگی به دل نمی زنند. تعداد بسیار زیادی از تماشاچیان از سینما بیرون رفتند. ولی غافل از اینکه در 10 دقیقه ي آخر فیلم کاملا راضی کننده بود. فیلم بنا داشت که تعلیق و وحشت باشد ولی ضرب آهنگ کند فیلم کار را خراب کرده بود. تنها بازیگران مطرح فیلم حمید رضا پگاه و ستاره اسکندری بودند. (صبوری کسی که سوسیس کالباس صدا دار را تبلیغ می کند ، هم در فیلم حضور داشت هم در جمع تماشاچیان!) این فیلم را اگر یک کارگردان خوب با یک فیلم نامه ي خوب دوباره بازسازی کند می تواند نفس بیننده را یک ساعت و نیم حبث کند. سوژه ي فیلم این بود که اشیاء با هم بعد از سالیان دور مواجهه می کنند و نیز حوادث با کمی تغییر باز هم اتفاق می افتند.
ایمان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 بهمن1384ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سینما ، تئاتر
داستان کوتاه ، فیلم نامه ، نمایش نامه نقد فیلم ، نقد کتاب |
| پیوندها |
|
مطالبی در مورد سینما Nicole Kidman Lover دلبستگی پرده شیشه ای شب روشن سینمای نوین بلیط |
|
RSS
View My Stats |