![]() |
![]() |
|
|
الان که این را می نویسم و حتی می خوانید دیگر جشنواره 27 فیلم فجر هم تمام شده و برندگان هم مشخص شده اند و این فیلم آخری که می خواهم درباره اش بنویسم هم یک سیمرغ با ارزش در تنها بخشی که کاندید شده بود را گرفته است. داوری ها امسال هم حرف و حدیث داشت، امیدوارم بتوانم یک جمع بندی از جشنواره را تا چند روز دیگر اینجا بگذارم. سه شنبه 22بهمن روز دوازدهم و آخر بی پولی حمید نعمت الله 5 سال پیش فیلم خوب بوتیک را به عنوان فیلم اولش در جشنواره داشت که متاسفانه آن سال با اشتباه فاحش هیئت انتخاب (البته از این اشتباهات زیاد داریم) در بخش مهمان حضور داشت. بی پولی فیلم دوم نعمت الله حال و هوای کمدی دارد کمدی ای که البته نوعی کمدی سیاه است و کمتر از این نوع کارها در سینمای ایران دیده شده است. تعجب من بیشتر حالا که سیمرغ ها معلوم شده و من فیلم را دیده ام از این است که چرا به این فیلم کم توجهی شده است و با دقت بیشتری فیلم دیده نشده است. بی پولی موضوعی متفاوت با بوتیک دارد و قابل مقایسه با آن نیست مخصوصا که کمدی است، اما کمدی قابل احترام و توجه است. لیلا حاتمی با درخشش فوق العاده در نقش متفاوتش سیمرغ را گرفت که البته بی پولی فقط برای این رشته هم کاندیدا شده بود. بی پولی فیلم خوبی است که فرصت باشد در اکران عمومی از آن بیشتر می نویسم. هادی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
نزدیکی های ساعت 3 به سینما جوان می روم تا فیلم آخر بیژن میرباقری را ببینم اما خبر خوشحال کننده ای مرا منصرف می کند .... "به جای فیلم تشته درباره الی پخش می شود" این یعنی اوج هیجان و خوشحالی و شانس و هر چیز دیگه. آخر شب هم تردید پخش می شود که اسممان را در لیست می نویسیم. روز دهم یکشنبه 20 بهمن درباره الی ساعت 3و نیم در سینما جوان به تماشای فیلمی نشستم که تیتراژ ابتدایی را رو پرده نیمه باز سینما دیدیم. اصغر فرهادی 3 فیلم سینمایی قبل از درباره الی ساخته که هر سه را دوست دارم و پله پله در هر کدام پیشرفت کرده همین اتفاق در فیلم آخرش هم رخ داده است. الان که بعد از 24 ساعت از تماشای فیلم می نویسم هنوز درگیر فیلمم و تصاویر فیلم مدام در ذهنم می چرخد "از ابتدای تیتراژ که با صندوق صدقات شروع می شود و در آن صندوق با نوری که از بیرون می زند به روشنایی تونلی تبدیل می شود که در آن گلشیفته و شهاب حسینی در حال جیغ زدند." تا "صحنه بادبادک بازی ترانه همراه با صدای موج دریا که از یک اتفاق می گوید" و تازه درباره الی شروع می شود و در واقع درباره ی الی، همانطور که سپیده(گلی فراهانی) در فیلم می گوید چه فکری بکنیم. کم کم می رویم سراغ کدهایی که فیلم داده و همراه فیلم فکر می کنیم و حتی قضاوت.
درباره الی فیلم خیلی خوبی است و بهترین فیلم جشنواره و حتی بهترین فیلم این چند سال ایران که خیلی خوب به آدم های روزگارمان نزدیک شده و توانسته از شادی تا غممان را نشان ذهد و اخلاق دغدغه فیلم است که حتی در انتها سپیده که از ابتدا چند مسئله را از جمع مخفی کرده مجبور به دروغ می شود که شاید همان بهتر که دروغ گفت. اصغر فرهادی را به شدت می ستایم که تجربه فیلم دیدن از او نشان داده باید هربار متوقع تر شویم و نگران از براورده شدن توقعمان و در پایان فیلم رضایت کامل. این روزها خیلی خوشحالم از اینکه یکی از امیدهای سینمای ایران که بعد "رقص در غبار" اش همه جا از او دفاع کردم به بار نشسته و تازه در ابتدای فیلمسازی هم هست و می تواند از بزرگان سینمای جهان هم باشد. یعنی می شود؟ برای شهبازی هورا کشیدم برای فرهادی دوبلش را! که هر دو در درجه اول فیلمنامه نویسان متبحری اند. تردید ساعت 9 ونیم در همان سالن ظهر در حالی که برای خرید بلیط سختی خاصی ندیدیم. واروژ کریم مسیحی را فقط با نام فیلم پرده آخر می شناسم که ندیدم اش (فکر کنم تکه هایی از آن را در تلویزیون دیده باشم) گویا بعد از 17-18 فیلم ساخته است. راستش باید دوباره این فیلم را ببینم چون یک بغل دستی ناجور به پستم خورد که با سرو صداهای عجیبش نتوانستم روی این فیلم پر دیالوگ و تئاتری تمرکز کنم، البته نباید خماری فیلم درباره الی رو هم دست کم گرفت. از کاگردانی یک دست واروژ خیلی خوشم آمد، مخصوصا از تیتراژ، شروع خیره کننده فیلم و پایان فیلم و با اینکه زمان فیلم بیشتر از 2 ساعت است ریتم نسبتا خوب فیلم تماشاگر را با خودش می کشاند. از بازی های ترانه علیدوستی و بهرام رادان و حتی حامد کمیلی خیلی خوشم آمد و شایسته سیمرغ اند تا اینجا. محمد مطیع بعد از سال ها دیدنی بود و علیرضا شجاع نوری هم همینطور. در مورد حرکات آن بغل دستی هم فقط چند تا از کارهایش را می گویم تا درک کنید مرا، ابتدا خوردن ساندویچ صدای پلاستیک آن، خوردن نارنگی و پرتقال، خوردن چیپس، بازی کردن با پلاستیک یا پاکت هر کدام از خوراکی ها، تکه تکه خوردن از هر کدام از خوراکی های ذکز شده که در هر مرحله یک بار زیپ کیف را باز می کرد و صدای پلاستیک ها در می آمد و شاهکار آخرش خوابیدن بود اما خوابیدنش هم بی آزار نبود، یک دعه صدای موبایلش آمد و آقا مگر بیدار می شد؟! درک کردید مرا؟! هادی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 بهمن1387ساعت 8:59 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
روز جمعه قرار بود بی پولی رو ببینم که نرسید و اون روز فیلمی ندیدم. روز شنبه هم ظاهرش بی فیلم بود ولی فیلم پستچی را در برنامه می بینم و بیست دقیقه مانده به فیلم به سینما می رسم و با وجود صف طولانی، مسئولان سینما به همه حال می دن و و تقریبا همه تونستن فیلم رو ببینن. روز نهم شنبه 19 بهمن پستچی سه بار در نمی زند ساعت 5و نیم در بالکن سینما سپیده بعد از کمی صحبت با بغل دستی ام. حسن فتحی را با سریال های معروف و دوست داشتنی اش می شناسیم و در سال های قبل با تئاتر و در پرونده سینمایی اش فقط یک فیلم طنز(ازدواج به سبک ایرانی) دیده می شود اما شنیده می شود سینمایی این دفعه اش دیدنی است. این بار هم فتحی به سراغ تاریخ رفته است و با هم پیوند دادن سه بازه تاریخی پهلوی اول، پهلوی دوم و زمان حال و استفاده از ژانر وحشت و دلهره، قصه ای را روایت می کند. فیلم شروع خیره کننده ای دارد و ریتم خوب فیلم ما را به همراه باقی حوادث می کشاند اما اصرار بیش از حد فتحی به استفاده از دیالوگ و بازی تئاتری خسته کننده است و تقریبا هر گره فیلم با دیالوگ حل می شود و ما به ازایی منطقی در فیلم نمی بینیم. فیلم فتحی به دنبال این است که بگوید اتفاقاتی که برای یک شخص در زندگی می افتد کاملا در آینده اش موثر است هر چند می تواند اراده کند و آن را تغییر دهد و فرصت اصلاح داد اما این حرف به زبان سینما خوب بیان نشده است و در نهایت با دیالوگ های آخر فیلم که به دنبال پایان آرام است کار خراب می شود و فیلم اثری متوسط می شود. راستش پستچی فیلم مهمی است و می تواند جریان ساز شود. بازی های فیلم چیز تازه ای ندارد. هادی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 12:53 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
از اون اتفاقایی که توو فیلما میفته بالاخره برا منم افتاد، نیم ساعت قبل از شروع فیلمی که میگن بهترین فیلم جشنوارس میرسی جلوی سینما و می بینی یه صف طولانی هست و یه جورایی عمرا، اما یه دفعه کسی که توو صف جلوت وایساده میگه بلیط فیلم رو می خوای و یه بلیط بهت میده به همون قیمت روش و میری فیلم رو می بینی و حالش رو می بری. پنجشنبه روز هفتم جشنواره 17 بهمن عیار 14 ساعت 2 در سالن اصلی سینما آزادی در حالی که نور مخفی های سالن مخفی نیست و ساان را روشن کرده است. نفس عمیق از آن فیلم های عزیزی است که بعد از 7-8 سال فیلم نساختن کارگردانش خیلی دوست داری ببینی فیلم بعدی اش چه حرف و هنری دارد. حرف اصلی عیار 14 تغییر است، مضمونی که تا حدودی در ادامه نفس عمیق است، البته این تغییر همراه با ترس و تردید است. عیار 14 از همان فیلم ها است که تا مدت ها باید تحلیل و تفسیر شود که چگونه پرویز شهبازی به این زیبایی در ژانر وسترن و روایت فصه، توانسته حرف مهم داشته باشد و لذت وافر را نصیب تماشاگرش کند. وای خدای من ... مردی که در ادامه فیلم می فهمیم بیشتر شهوت دارد به اجبار می خواهد تغییر کند تغییری که فقط از ترس جان است و البته از ابتدا می دانیم او در انتها می میرد. خیلی دوست دارم هر چه زودتر فیلم اکران شود و بارها این فیلم را ببینم و بنویسم و فکر کنم به این فیلم تمام ایرانی. بی شک عیار 14 بهترین فیلم جشنواره تا به حال است و دمغی چند روز اول را حسابی از ما گرفت، در جالی که محمدرضا فروتن خوب بازی می کند و کامبیز دیرباز فوق العاده.. هورا یک فیلم به گنجینه فیلم های خوب ایرانی اضافه شد هورا شهبازی هورا هادی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 بهمن1387ساعت 2:7 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
بخش مضحک بین الملل به سلامتی تمام شد و می توانیم از این به بعد فیلم های اصلی جشنواره محلی مان را ببینیم. نا امیدی از چند فیلم روزای اول حالمان را گرفته ولی امروز نوید بخش بود برای روزهای بعد. روز ششم جشنواره و اول سینمای ایران چهارشنبه 16 بهمن صداها ساعت 2و نیم به سینما جوان می رسم، بعد از تهیه برنامه می بینم صداها دارد، بلیط هم که هست پس ساعت 3 به تماشایش می نشینم. همه مان فرزاد موتمن را از شب های روشن شناختیم و احساس کردیم سینماگر خوبی به سینما اضافه شده که البته دو فیلم بعدی اش این امیدها را کمرنگ کرد، اما صداها فیلم آخرش خوب است و دوست داشتنی. موتمن همانطور که خودش هم گفته در همه ژانرها فیلم می سازد و صداها به گونه ای متفاوت از دیگر فیلم هایش است، اگر به قول خودش شب های روشن ورسیون او از فیلم های دختر-پسری است، باج خور نمونه ای از فیلم جنایی و جعبه موسیقی سینمای مورد پسند مسئولان یا همان معناگراست، صداها نوعی ادای دین به سینمای هنری و تکنیکی است که به نظرم از استاندارد سینمای ایران هم بالاتر است، هرچند این ایده را در فیلمی مثل برگشت ناپذیر یا ممنتو هم دیده ام و در اوایل فیلم روال فیلم مشخص می شود، ولی قواعد آنطور فیلم سازی هم آنقدر خوب رعایت شده که دوست داری تا آخر فیلم را ببینی. حرف مفصل درباره فیلم باشد برای زمان اکران.
دوست دارم کمی از بازیگری رضا کیانیان بگویم که این روزها به شدت در حال تکرار خودش به طرز ضعیفی در سینماست، با اینکه هنوز دوستش دارم ولی این جور تکرار شدن فقط به خودش آسیب می زندمی خواهم بدانم د راین چند فیلم آخری که از دیده ام چه تفاوتی در بازی و شخصیت و حتی گریم اش دیده می شود؟ همین مسئله در مورد رویا نونهالی هم کم کم دارد رخ می دهد. حالا که بحث به بازیگری رسید از بازی خوب پگاه آنگرانی هم بگویم که فکر اولین بازی خوبی بود که از او دیدم. آتیلا پسیانی هم در نقش نسبتا متفاوتش خوب بود. راستی همه این حرف های بالا نشانه بی نقص بودن فیلم نیست و معتقدم فیلم بعضی جا ها زیاده!حتی از شب های روشن یک پله پایین تر است، اشتباه نشود. در آخر هم می خوام از زجری که به خاطر تماشاگران فهیم! فیلم کشیدم بنالم. فکر کنید فیلم صداها رو همراه با صداهای گوشخراش چیپس و بسته اش، پاپ کورن، صدای چی شد؟ چرا این کار رو کرد؟ و خنده های احمقانه، ببینی و مدام اعصابت از این خورد باشد که چرا تا حالا نکته به این آسانی فیلم رو نفهمیده اند. فکر کنم اینا می خواستن برن چارچنگولی ببینن اشتباهی اومدن طبقه بالا! هادی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 11:11 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
جشنواره ای که خوب شروع نشه انگیزه رو از آدم میگیره، حال صف وایسادن هم می پره، به همین سادگی روزای سوم و چهارم بی فیلم سپری شد. توو این چند روز هم با گشت و گذاری توو سایت ها و روزنامه ها همه از فیلم ها می نالند، اتفاقا فیلم هایی که ندیدی بدتر توصیف شدن برای همین فقط از سر کنجکاوی به سمت سینما حرکت می کنم همین. روز پنجم و آخر بخس بین الملل بیست ساعت 5 و 40 دقیقه است و میرسم سینما سپیده و خیلی راحت بلیط ساعت 6 را تهیه می کنم. عبدالرضا کاهانی سال گذشته فیلم آدم رو در جشنواره داشت که مثل فیلم دومش موضوعی در رابطه با مرگ داشت، با این تفاوت که این بار با قصه آن را روایت کرده است، مردی متوجه می شود روزهای آخر عمرش است و تصمیم می گیرد روزهای آخر عمرش آدم خوب و مهربانی باشد و به استقبال مرگ برود. ایراد کار مثل فیلم قبلی کاهانی، پرداخت ضعیف آن است که فیلم در حد همان ایده باقی می ماند و آب بستن به فیلم شروع می شود و ناگهان متوجه می شوی 50 دقیقه از فیلم تقریبا اتفاقی نیفتاده است. کاهانی بر خلاف فیلم اولش مثلا قصه می گوید ولی بلد نیست. بازی ها قابل قبول ترند علیرضا خمسه خیلی خوب بازی کرده پرویز پرستویی خوب است و معقول، حبیب رضایی و فرشته صدر عرفایی تکراری و معمولی اند، مهتاب کرامتی نشان داد که فقط به درد بعضی نقش ها می خورد و ضعیف بود. بیست عملا حرفی برای گفتن نداشت، انتظاری که قبل از جشنواره نمی رفت. هادی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 3:43 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
سلام فکر کنم توو این یکسال بعد از جشنواره 26 فجر فقط 1 مطلب داشتم ولی به رسم هر سال سعی می کنم حتما باز هم گزارشی از فیلم هایی که دیدم رو بدم که بالاخره تولد اینجا با جشنواره بوده، تاریخی که به سال تحویل سینمای ایران معروف است. شنبه 12 یهمن ساعت 3 خیلی ریلکس میرم سینما فرهنگ و در حالیکه یه برنامه می گیرم و بالای سر در سینما نوشته 12 تا 22 بهمن توو برنامه می بینم جشنواره از 11 بهمن یعنی جمعه شروع شده است! پس تقویممان را عوض می کنیم و از روز دوم جشنواره شروع می کنیم. روز دوم 12 بهمن 87 وقتی همه خوابیم توو برنامه فیلم ساعت 6 شروع میشد ولی فیلم با تاخیر 1 ساعته ساعت 7 شروع شد. شنیده ها می گفت که استاد بیضایی بعد از قطعی شدن کنسلی ساخت لبه پرتگاه اش، فیلمنامه ای در مورد اتفاقات آن فیلم ساخته است، ظاهرا با گلزار که بازیگر و سرمایه گذار فیلم بوده مشکلاتی پیش آمده است. وقتی همه خوابیم همانطور که همه انتظار داشتند فیلم خوبی در آمده هر چند یک فیلم عالی نیست و حتی با نوع دیگری نگاه می توان ضعیف فرضش کرد، فیلمی که درباره اتفاقات پشت سینماست و مناسباتی که دارند سینمای فکور و هنری ما را نابود می کند را به نقد می کشد و نشان می دهد که واقعا همه خوابیم، فیلم در سرتاسر از یک نا امیدی و نگرانی برای سینما می گوید، نشان می دهد که چگونه فیلم هایی که قرار است خوب باشتد و مهم، به فیلم هایی نازل و در پیت تنزل می کنند. انگار استاد بیضایی از مصائب این 17 سال می گوید که حاصل ونتیجه اش نهایتا 3 فیلم است.(مسافران- سگ کشی- وقتی همه خوابیم) خیلی جالب و شیرین است که در عین نا امیدی و تلخی در انتها هنوز قهرمان فیلم امیدوار است، می خواهد ادامه دهد ولی در عین ناباوری می فهمیم که ظاهر او امیدوار است و از ابتدا قصد کشتن خود را داشته، سینمایی که آخر سر با شکوه می میرد. سوپر استار آن دوست سالن ارشادی پارسال رو که به یاد دارید پیامک می دهد ساعت 10 ونیم وزارت ارشاد. حضور آخرین فیلم تهمینه میلانی، کارگردان معروف به فمینیست، در بخش معناگرا از سوال برانگیزترین قسمت های این جشنواره است که البته اصل وجود خود این بخش وفیلم های آن هم سوال مهمتری است که چند سالی مطرح است، بخشی که فقط اسم پر معنایی دارد و هیچ. شهاب حسینی که همیشه از بازی هایش لذت برده ام نقش سوپراستاری را بازی می کند که خودخواه و بداخلاق است و مدتی است به الکل و مواد مخدر رو آورده است و ناگهان با اتفاقی زندگی اش دچار تغییر و تحول می شود. . ملودرام میلانی را می توان از فیلم های قابل قبول سینمای بدنه دانست که کاملا در مدیوم مسئولان سینمای کشور ساخته شده است و می شود با چند تا نور سفید و یک فرشته بازی در آخرش آن را معناگرا هم کرد. همینکه میلانی یک قصه را بدون وصله پینه های اضافی و ایدئولوژی های زنانه خوب تعریف می کند، از بازیگرانش خوب بازی می گیرد باید سپاسگزار باشیم که البته فیلم خالی از اشکالی هم نیست. هادی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 11:44 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
شاید بتوان گفت که رگبار اولین کار مطرح سینمایی استاد بهرام بیضایی 70 ساله باشد. بعد از عمو سیبیلو استاد بیضایی رگبار را در سال 51 ساخت. در این فیلم پرویز فنی زاده (گاو، تنگسیر، بوف کور، دایجان ناپلئون و گوزن ها) محمد علی کشاورز(آقای هالو ، صادق کرده ، کمال الملک ، هامون ، مادر ، دلشدگان ، ناصرالدین شاه آکتور سینما ، هزار دستان ، سربداران ، دایجان ناپلئون و سلطان و شبان) پروانه معصومی و رقیه چهره آزاد به نقش آفرینی پرداختند. در تمام دو ساعت زمان فیلم ، مثل تمام کارهای استاد بیضایی شما با روایت داستان همراهید. بازیگران برخلاف اغلب کارهای استاد بیضایی در حین نگاه به دوربین دیالوگ نمی گویند. فیلم بسیار با کمک گیری از موسیقی متن و موجز ساخته شده است. در جاهای بسیاری از فیلم می توان نمونه های بارزی از خلاقیت در تصویر و کادر ، انتخاب سوژه و نوع دیالوگ ها دید. با توجه به بسیار بسیار قدیمی بودن فیلم و نسخه ي نامطلوب باقی مانده نمی توان راجع به نور و صدا قطعی نظر داد. اما همین بس که در صحنه ي پایانی فنی زاده در نور پس زمینه محو می شود و در این موقع کنتراست بسیار زیادی در تصویر به چشم می خورد. در قسمتی دیگر در سالن نمایش دوربین تقریبا از ته سالن روی سن زوم می کند. نه می توانم باور کنم که تمام سالن روی صندلی های کرین گذاشته باشند نه این که دوربین های آن روزگاه اینچین کیفیتی. به گمانم از تکنیک تدوین سود جسته اند یعنی ثابت نگه داشتن زاویه ، کات ، جلوتر رفتن دوربین و ادامه ي برداشت که در تدوین پله ای زوم به جلو خواهیم داشت. با توجه به این که این فیلم در کوران حکومت شاه بوده اما کاملا مفاهیم حجاب ، حیا ، آبرو ، حریم زن و مرد ، غیرت و مردانگی و ... نمایان است. جالب اینجاست که معصومی در اکثر پلان ها چادر به سر دارد. از کشاورز بازی خیلی خاصی احساس نکردم با این توجه که از کارهای اولیه او می باشد. مرحوم پرویز فنی زاده در حدود 40 سال بیشتر عمر نکردند که جدا حیف بود برای جامعه سینمای ایران. موضوعی دیگر هم که تازه به آن توجه کرده ام این است که استاد بیضایی با مژده شمسایی 30 سال اختلاف سن دارند که البته اصلا به بحث ما و به ما ربطی ندارد!
ایمان
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 آبان1387ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
در حالی که فیلم خوب و به قول رویا تیموریان تحسین شده سال یعنی به همین سادگی به همراه فیلم طنز و خوب دایره زنگی در اکران هستند می خواهم درباره فیلمی بنویسم که فکر می کنم فیلم خوبیست. اصولا سینما از زوایای مختلف به دسته های مختلف تقسین می شود. داستانی - ضد داستان، گیشه ای – غیر گیشه ای، هنری – صنعتی ، از انواع این تقسیم بندی هاست، تقسیم بندی هایی که لزوما صفر و یکی نیستند و با هم بی ارتباط هم نیستند. اساس این مطلب به سینمای داستانی و سرگرم کننده می پردازد که خود به انواع پلیسی- ملودرام- کمدی- نخیلی- وحشت و ... نقسیم می شود که متاسفانه این روزها در سینمای ما ساختن اینگونه فیلم ها جدی گرفته نمی شود و نتیجه آن هم فیلم های ضعیف فراوان این سالهای سینماست که حتی در جشنواره فجر هم به ناچار حضور دارند. اگر نگاهی به ساخته های این چند سال بیندازیم عملا با انبوهی از کارهای کمدی یا بهتر بگویم دلقک بازی روبرو هستیم و تعداد قابل توجهی ملودرام که این را هم بهتر است بگویم دختر پسری. همین کارهای ضعیف باعث می شود یک ملودرام یا طنز خوب جدی گرفته نشود و تبدیل به فحش شوند. این روزها ساخته جدید سیروس الوند بر اساس رمان زن دوم با همین نام در اکران قرار دارد. رمانی که فرشته طائرپور که تهیه کننده فیلم هم هست، نوشته است. فیلمی ملودرام که به خوبی قصه اش را بیان می کند و همه تماشاگرانش را با سادگی قصه درگیر می کند و می تواند 2 ساعت فارغ از پیام هایی که دارد یا ندارد سرگرم کند. استفاده از ستاره هایی چون نیکی کریمی و محمدرضا فروتن و بازی خوب آنها، کارگردانی روان و خوب کم ایراد بودن فیلمنامه، تدوین خوب و انتقال حس خوب به جذابیت فیلم اضافه می کند و باعث می شود تماشاگر راضی از سالن سینما بیرون بیاید حتی اگر موضوع و قصه فیلم مورد علاقه یکی مثل من هم نباشد.
ایراد آشکار و شاید سلیقه ای فیلم که من را اذیت کرد و تقریبا در همه کارهای سیروس الوند هم هست کش آمدن بیهوده فیلم در موقعی است که می شود با یک کات آن را تمام کرد. 10-15 دقیقه پایانی فیلم از آنجا که فیلم به 10 سال بعد می رود را می شد با یک کات نداشت و فقط سکانس پایانی فروتن را در تدوین برای پایان فیلم بگذازد. زن دوم فیلم خوب سرگرم کننده ایست و نشان می دهد می شود در ایران ملودرام آبرومندانه ساخت.
هادی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 4:10 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
قراره راجع به جشنواره فیلم فجر یه چیزایی بنویسم ، از اون چیزایی که دیدم و شنیدم ولی قبلش یه چیز دیگه می خوام براتون تعریف کنم : سیمین دانشور ، یک داستان داره که خیلی برای من جالب است. یه جای داستان (کاری به کل ماجراهاش ندارم)، توی یه سینما تو اهواز رقم می خوره. فیلم هر بار پخش میشه ولی هی از وسط قطع میشه و دوباره فیلم رو از اول می ذارن . کاشف به عمل می آد که بله ! هر دفعه یک آقای رئیسی ، فرمانداری ، چیزی اومده سینما و به احترام اون ، فیلم مجدداً از اول گذاشته میشه ! این وضع سینمای یه شهر بزرگ ایران بوده در حدود سال 42. الان حدود 44 سال از اون موقع ها گذشته ؛ ولی از لحاظ اجرایی چقدر پیشرفت کردیم ؟ چرا باید دو ساعت توی سرما توصف فیلم مورد علاقه ات بایستی و بعد آخرین لحظه یکی از مسئولان سینما از راه برسه و بگه : ببخشید! این فیلم نرسیده ! به جای این فیلم یه فیلم دیگه می ذاریم ! امسال بیست وششمین جشنواره بود و لی این هیچی رو بهتر نکرده . هنوز هم فیلم های با کیفیت پایین ، بدون صدا، هنوز هم بی برنامگی در پخش ، روابط عمومی ضعیف ، قطع یکباره فیلم ، هنوز ... هم ! جشنواره بیست و شش به نظرخودم و همه کسانی که من دیدمشون وازشون پرسیدم ، ضعیف بود. پر از تله فیلم . فیلم های واقعی هم اصلا در حد واندازه ی کارهای قبلی کارگردان ها و فیلم نامه نویس ها نبودن . بگذریم از سوتی پوستر و لوگوی جشنواره که نوشته بود: بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و ترکیب طرح مینیاتور با طراحی جدید ، کلیپ بی مزه وخشک و بدرنگ آنونس که فقط باعث می شد تماشاگرها اول هر فیلمی تا یه مدت «سین سین » بگن (خسرو شکیبایی فجر را فچر تلفظ می کرد) اونایی که بودن ، می دونن منظورم چیه ! بگذریم . آتش سبز: هنر پیشه ها : عزت الله انتظامی ، مهتاب کرامتی ، پگاه آهنگرانی و ... کارگردان : محمد رضا اصلانی چیز خاصی در مورد فیلم نمی تونم بگم خود تون باید می دیدید. بـَ ... د! به تمام معنا ! داستان در مورد یه دختره به اسم ناردانه که وقتی بچه است بهش وحی می شه که قراره بایه مرد مرده ازدواج کنه واز اونجا که خوشش نمیاد از این خبر ، شروع به جستجو می کنه و ... فیلم همینه دیگه ! فیلم در واقع مجموعه عکسه . نکته مثبت و شاید بشه گفت تنها نکته مثبت فیلم ، طراحی لباس فوق العاده ژیلا مهرجویی بود. شاید فیلم برداری و گریم فیلم هم قابل تحمل می نمود. این فیلم دومین فیلم بلند اصلانی بعد 30 سال بود و اتفاق جالبش سقوط پگاه آهنگرانی از ارتفاع سه متری و بستری شدن پگاه بود. نکه جالب دیگه ، موسیقی متنه که کار محمد رضا درویشی است و همایون شجریان روش آواز خونده (به یاد زمستان) . قرنطینه هنر پیشه ها : حمید گودرزی ، رضا عطاران ، نیوشا ضیغمی ، رضا رویگری ، خاطره خالقی ... کارگردان : منوچهر هادی فیلم هندی + فیلم کمدی + پایان هندی و روشنفکرانه !!! بازی حمید گودرزی ونیوشا ضیغمی فوق العاده ضعیف ، بازی عطاران جذاب ولی «مثل همیشه » ؛ خاطره خالقی (هنرپیشه نقش دوم گرگ ومیش) خیلی روان وخوب. فیلم نامه واقعا نخ نما و عنکبوت زده وموریانه خورده وهر چی شما بگی ! دختر فقیر ، عاشق و معشوق پسر پولدار که اتفاقاً اخلاق جالبی نداره میشه و آدمش می کنه ، بعد می خوان طبق دستورات الهی به عقد وازدواج هم در بیان که معلوم میشه دختر خانم سرطان دارده اونم چه سرطان خرج تراشی و پسر که از طرف خانواده طرد شده مجبور به دزدی از پدرش میشه و می افته زندان ویه مقدار آه چه بی وفایی و از این حرف ها و قص علی هذا ! در حاشیه ی متن داستان زندگی وعشق دو بیمار سرطانی (رضا عطاران و خاطره خالقی) نقل میشه که از اصل داستان جذاب تره وهر چند تکراریه ، ولی اگه روش پرداخت بیشتری می شد ، داستان جذاب تر بود. حتی به اعتقاد بعضی ها فیلم اگه بر اساس زندگی بیماران سرطانی ساخته می شد ؛ خیلی موفق تر بود تا این معجون عاشقانه ! دیدن این فیلم رو اگه وقت اضافی دارید هم، بهتون توصیه نمی کنم ! (در حاشیه : کسایی که گفتگوی حمید گودرزی با صدا وسیمای اصفهان رو دیدن ، حتما این فیلم رو ببینن تا متوجه بشن منظور حمید گودرزی از اینکه سوپر استار ایرانه ، چیه !!) «به همین سادگی » بازیگران : هنگامه قاضیانی ، مهران کاشانی .... کارگردان : رضا میر کریمی قبل از شروع جشنواره با سابقه ای که از رضا میر کریمی سراغ داشتم ، زیر نور ماه و خیلی دور خیلی نزدیک به خصوص ، انتظارم از به همین سادگی خیلی بالا رفته بود. ولی بعد از دیدن فیلم، نمی دوستم چی بگم . هم فیلم خوبی بود ، هم نه ! کسان دیگری که این فیلم رو دیده بودند ، دو دسته بودند ، یه عده می گفتن فیلم خوبی بود (نه عالی )، و یه عده به شدت مخالف و منتقد بودن به خصوص از اوج وفرود نداشتن متن فیلم نامه . در بین طرفداران ، جمعیت خانم ها قابل توجه بود ! داستان ، داستان زندگی روزمره یک زن است ، داستان زندگی یک مادر و یک همسر . ریزه کاری ها و اعصاب خردی های معمول در زندگی هر زنی . ولی همین ! فیلم هیچ اضافاتی نداشت. «از رنجی که می بریم » یک زن معمولی بود البته ، به نظر من میر کریمی از همان اول حرف زده دیگه : «به همین سادگی» ! بازی هنگامه قاضیانی عالی بود. اصولا هنر پیشه های تاتر در فیلم هایی که روی حس بازیگر تکیه دارن ، خیلی خوب جواب می دن . جالبه این فیلم سانسور هم شده ! آواز گنجشک ها بازیگران: رضا ناجی ، مریم اکبری ... کارگردان : مجید مجیدی رضا ناجی ، رضا ناجی و بازهم رضا ناجی ! بازی تمام بازیگران و نابازیگران فیلم عالی بود ، واقعا عالی ، انگار نه انگار که دوربینی است و فیلمی .... بازی ها که روان وعادی بود. فیلم نامه وکارگردانی هم به نظر من خیلی خوب بود . نظر شما را نمی دانم ، ولی من با این فیلم ، هم خندیم و هم گریه کردم . داستان زندگی مرد خانواده داری به اسم کریم است که خارج از شهر در یک مزرعه پرورش شتر مرغ کار می کند که بر اثر اتفاقی( فرار یکی از شتر مرغها ) از کار اخراج و راهی تهران می شود و... و باقی قضایا .اوج وفرود داستان عالی بود و مثل تمام فیلم های مجیدی ، پر از نمادها و کنایه های زیبا وبدیع . فیلم برداری هم خیلی جالب بود (کار تورج منصوری ) . فیلم برای بخش مسابقه جشنواره برلین هم انتخاب شده . احضار شدگان بازیگران : زیبا بروفه ، مهدی سلوکی ، شهرام حقیقت دوست .... کارگردان : آرش معیریان فیلم در ژانر ترسناک گویا قرار بوده باشه ولی من چیزی نفهمیدم . همه سر فیلم قهقهه می زدند فیلم داستان درگیری دو برادر و خواهرشان با واقعیت و توهم برای زنده موندن است .کار قبلی کارگردان ، کما و چپ دست است که کما همونطور که می دونید یکی از فیلمهای پر سروصدا بود. ولی آیا واقعا درام ماورایی بود؟ ادعای کارگردان است اما برای اثبات این ادعا پول خرج نکنید. همیشه پای یک زن در میان است بازیگران : رضا کیانیان ، حبیب رضایی ، گلشیفته فراهانی ، آهو خردمند ، مهران مدیری و ... کارگردان : کمال تبریزی فقط دیدن اسم بازیگرهای فیلم ، آدمو به شدت ترغیب می کنه که سرما رو ساعت ها برای دیدن فیلم تحمل کنه . حالا اگه به اسم کارگردان (کمال تبریزی) توجه کنیم ، که دیگه هیچی ! صف برای دیدن این فیلم واقعا وحشتناک بود ودخالت پلیس هم منجر به چند تا زد وخورد درست حسابی شد. کمال تبریزی فیلم ساز جریان ساز و سرو صدا بپا کنیه و دیدن فیلم هاش هم گویا جریان سازی می کنه !!! طنز فیلم ، مثل اکثر فیلم های تبریزی طنز تلخه . فیلم حول دو شخصیت می چرخه . این فیلم هم ، دو دسته طرفدار کاملا جدی و مخالف کاملا جدی تر ! داشت . فیلم نامه با همکاری کمال تبریزی و رضا مقصودی نوشته شده که دومین همکاری اونا بعد از فیلم «لیلی با من است » است ! هان راستی جریان فیلم در مورد یک زن وشوهره که یادشون رفته واسه چی با هم ازدواج کردن و به زور می خوان از هم جدا بشن. فیلم جالبیه!حدود یه دقیقه هم حذفی داشته. ولی واقعا بازی کیانیان شاهکار بود. فرزند خاک بازیگران:مهتاب نصیر پور ، شبنم مقدمی .... کارگردان :محمد علی باشه آهنگر داستان زندگی همسر یک سرباز مفقودالاثره. زن مطمئنه که همسرش زنده است و جایی منتظر اون مونده. تا اینکه نیروهای تفحص خبر میدن که پیکر همسرش در کردستان پیدا شده. یه برداشت جدید از جنگ و سینمای دفاع مقدس. فیلم قشنگیه و هنرپیشه های زن فیلم هم از عهده نقشها بر اومدن. میگن کارگردان(آهنگر)ده سال برای نوشتن فیلم نامه در مناطق جنوب و کردستان راجع به تفحص شهدا تحقیق کرده. فیلم برداری کار علیرضا زرین دسته که دیگه گفتن نداره !مثل همیشه عالی. راستی فیلم اول آهنگر ، «نیمه گمشده» بود که اگه دقت کنین می بینین خیلی خیلی با این فیلم از لحاظ معنایی فرق داره . فیلم قشنگ و با ارزشی یه . ضمناً فیلم برداری بیشتر در نواحی کوهستانی کردستان مثل پاوه و اورامانات انجام شده . نصیر پور که پر حس بود و مقدمی خوش چهره خیلی گیرا دیالوگ می گفت. استشهادی برای خدا بازیگران : جمشید هاشم پور ، احمد مهران فر ، سروناز مستوفی ... کارگردان : علی رضا امینی جمشید هاشم پور تو این فیلم یک راهبان قطار است. روزهای آخر عمرشو می گذرونه و طبق یک سنت قدیمی می خواد از چند نفر آدم استشهاد بگیره که آدم خوبی بوده تا با خیال راحت بمیره ولی مشکل از همین جا شروع می شه ! نقش اصلی فیلم را جمشید هاشم پور بازی کرده که فیزیک بدنی و آمادگی جسمانی اش برای بازی در سرمای 30 درجه زیر صفر خیلی بهش کمک کرده ! علی رضا امینی کارگردانیه با فیلم های اکران نشده (سه فیلم نامه های باد ، زمان می ایستد و فقط چشماتو ببند ) و توی یک فیلم هم بازی کرده ، «صنم » رفیع پیتز با بازی رویا نونهالی اگر یادتون بیاد . استشهاد هم جزءفیلم هایی بود که تا حدودی رضایت تماشگر را تونست کسب کنه. شاهکار فیلم بازی تنابنده و مهران فر بود. موسیقی هم که کار بهنام ابطحی بود کاملا در خدمت فیلم بود. انعکاس بازیگران : مهناز افشار ، کامبیز دیر باز ، حمید گودرزی ... کارگردان : رضا کریمی داستان زندگی زن وشوهر جوانی است که باید وفاداری شون به هم ثابت بشه .فیلم نامه قویه . من کاری به کل ندارم ولی ترکیب حمید گودرزی و مهناز افشار و چند هنر پیشه جوون وزیبا ، فقط یک چیز تو ذهنم میاره : فیلم گیشه ای ! البته این دلیل نمی شه ولی دیدن فیلم و عکس های تبلیغی اون ، این موضوع را بد جوری نشون می ده فیلم بیشتر فشنه وکاری تکراری . درگیری های ذهنی و عاطفی طبقه ی بشدت مرفه جامعه. یکی از فیلم های قبلی کریمی ، عشق + 2 با بازی امین تارخ ، فاطمه معتمد آریا ، ویشکا آسایش ، بشدت واقعی تر وجذاب تر بود.خوب این فیلم هم در هر صورت تماشاگرهای خودش رو داره صحنه هایی هم با تیغ سانسور حذف شده. خواب زمستانی بازیگران : فاطمه معتمد آریا ، پگاه آهنگرانی ، لادن مستوفی ، شاهرخ فروتنیان ... کارگردان : سیامک شایقی داستان فیلم راجع به سه خواهره . معتمد آریا ، مستوفی و آهنگرانی .هر کدوم از یک نسل و هر کدوم با افکار خودشون مشکل این سه تا خواهر مشکل مالیه ، تو تمام صحنه های فیلم ، نگرانی معتمد آریا توی چهره اش پیداست، یک بازی خوب . بازی معتمد آریا یک دست وخوبه مثل همه بازیهاش . شایقی این فیلم را با برداشت از شعر «خواب زمستانی» نیما یوشیج ساخته . توی فیلم هایی که این کارگردان ساخته ، جهیزیه برای رباب و باغ فردوس ، پنج بعد از ظهر از همه معروفتره مخصوصاً این باغ فردوس که خیلی مورد توجه سینما رو های حرفه ای بود . ولی بازم بگم بازی معتمد آریا کولاک بود و متن فیلم واقعا حرفه ای پرداخت شده. پرداخت فیلم عالی است. کار کاملا در مدل یک کارگردان حرفه ای است. خسته نمی شم هر چی بگم معتمد آریا خوب بازی کرد. فیلم برداری به نگاه فیلم عمق داده بود. البته انتظاری نیست هر کسی فیلم خوب رو درک کنه. در میان ابرها بازیگران : الناز شاکردوست و.... کارگردان:روح الله حجازی قبل از دیدن فیلم ،از این و اون شنیده بودم که این فیلم ، فیلم محبوب هیئت انتخاب و داورانه . اولین کار روح الله حجازی هم هست و بعد از دیدن فیلم هم باید بگم که خیلی خوشم آمد ! الناز شاکر دوست خیلی با روح و جالب بازی کرده و حرکات یک دختر عرب را خیلی قشنگ در آورده البته اگه از لجهش که یک کم می لنگه می بگذریم. فیلم در مورد یک دختر عراقی است که ظاهرا با یه پسر ایرانی که دوستش داره سعی به دوستی می کنه که فراری دادن یک کودک از ایران یک نتیجه این دوستی است. .. روح الله حجازی فقط 28 سال سن داره . فیلم نامه نویس این فیلم محمد رضا گوهری است که 2 فیلم نامه عالی خیلی دور خیلی نزدیک و یک تکه نان رو توکارنامه داره .مجید مجیدی هم مشاور کارگردانه . ولی هنوز یه چیزی تو این جور فیلم ها مشکل داره و اون هم بازسازی فرهنگ اعراب و جنوب است. شب بازیگران : عزت الله انتظامی ، خسرو شکیبایی ، امین حیایی و ... کارگردان: رسول صدر عاملی شب یک تله فیلمه (هم شب وهم هر شب تنهایی، هر دو از کارهای صدر عاملی ). داستان فیلم در مورد یک گروهبانه که می خواد یک مجرم (جاعل عنوان و اسناد با بازی عزت الله انتظامی ) رو تحویل بده ولی مجبور می شه یک شب تو مشهد بمونه تمام لوکیشن ها تو مشهد کلید خورده و کلاً این فیلم دو اپیزود از یک سریال تلویزیونی با محوریت زیارت هستند بازی ها عالیه ، مخصوصاً امین حیایی که حداقل سالی یک فیلم خوب وبازی عالی دو کارنامه اش داره . ولی فلیم نتونست رضایت تماشاچی را کسب کنه . تا اونجا که من می دونم تماشاگر ها و منتقد ها از این که این همه تله فیلم تو یک جشنواره «فیلم » پخش بشه شاکی بودند . شب به صورت دیجیتال فیلم برداری شده . رسول صدر عاملی فیلم های «دختری با کفشهای کتانی » و «من ترانه 15 سال دارم » رو تو کارنامه داره . جایزه امین حیایی واقعا حقش بود. کنعان بازیگران : ترانه علی دوستی ، محمد رضا فروتن ،بهرام رادان ،افسانه بایگان و ... کارگردان : مانی حقیقی فیلم قبل از نمایش به خاطر این که کارگردان و گروه فیلم سازی از ارائه هر گونه اطلاعاتی راجع به اون خودداری می کردن خیلی مورد توجه قرار گرفته بود. مخصوصاً ترکیب بازیگران فیلم هم سروصدا ساز شده بود .ترانه تو این فیلم نقش زنی 34 ساله را بازی می کنه با وجود اینکه 24 سال بیشتر نداره خیلی خوب از پس نقش برآمده . داستان فیلم در مورد زندگی زناشویی زنی 34 ساله (ترانه ) و مردی است که ده سال از او بزرگتر است و زمانی استاد او بوده و معشوق او. ولی به علت برخی مسائل قصد جدایی از هم را دارن. که به ایران آمدن خواهر زن ، اون را تو تصمیمش مردد می کنه .بازی فروتن خوبه ولی خیلی عادیه . فیلم های قبلی مانی حقیقی آبادان و کارگران مشغول کارند است .قبلا قرار بود به جای ترانه، لیلا حاتمی این نقش را بازی کنه . آثار مستند : من انرژی هسته ای نیستم کارگردان : مهدی قربان پور یک مستند جالب در مورد کاندیداهای شورای شهر رامسرکه موضوع پرتوهای رادیواکتیو رامسر را بهانه تبلیغات خودشون قرار دادن . تنها فیلمی که با اون واقعا خندیدم این مستند بود، تا آخرش خسته نشدم .حتماً ببنیدش . جادوگر کارگردان : رضا درمیشیان این مستند راجع به استاد فیلم برداری ایران ، علیرضا زرین دست است. مستند جالبیه و دیدنش رو به علاقمندان هنرفیلم برداری توصیه می کنم. حرف های گفتنی و نگفتنی زیادی هم توش زده می شه که جالبند . موقع پخش فیلم خود آقای زرین دست هم توی سینما حضورداشتن . گویا قرار بوده مستند با توجه به عمل جراحی آقای زرین دست ساخته بشه که دقیقا اینطور نشد ولی کلا جالب بود. فیلم های کوتاه : تابلو کارگردان: علیرضا طالب زاده داستان زندگی پیرمرد نقاشی است (سعید پور صمیمی) که درگیر روزمرگی شده است. هر روز یک نقاشی می کشد ولی سرنوشت هر تابلو مثل تابلو های قبلی است و ... تنگ خالی ماهی کارگردان : عاطفه خادم الرضا داستان زندگی مردی است که کودکی بسیار سختی را در میان مشاجرات روزانه ي پدر و مادرش گذرانده است. این فیلم سومین حضور کارگردان در جشنواره است. خدا می بیند کارگردان : رضا جمالی این شاهکار ! 15 دقیقه ای با بازی چاپار نوبخت ! داستان آخوند جوان زیبایی است که قصد زیارت خانه ي خدا را دارد. بعد از 16 سال به ولایت بر می گردد با همان دک و پز تا از اهالی روستا حلالیت بطلبد. خوب دیگه بسه ! خودتون باید می رفتین می دیدین. خیلی هزینه بر بود روایت این پست از وبلاگ!!!
جیرجیرک
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سینما ، تئاتر
داستان کوتاه ، فیلم نامه ، نمایش نامه نقد فیلم ، نقد کتاب |
| پیوندها |
|
مطالبی در مورد سینما Nicole Kidman Lover دلبستگی پرده شیشه ای شب روشن سینمای نوین بلیط |
|
RSS
View My Stats |